X
تبلیغات
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نراق

روز دوشنبه 93/2/1 شورای فرهنگی مرکز  از ساعت 9 با حضور میرسطانی مسئول،قجری مربی فرهنگی ،قاسمی مربی هنری آغاز شد. موضوع جلسه راهکارهای جذب و نگهداری عضو بود و پیشنهادات خوبی از جانب مربیان مطرح شد و تصمیمات خوبی گرفته شد .این جلسه در  ساعت 11/30 پایان یافت .

alt



تاريخ : سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 | 9:14 | نویسنده : میرسلطانی |

پانل معرفی کتاب 

پانل معرفی شخصیت 

پانل هنری 

پانل ادبی

پانل معرفی سرزمین 

پانل متفرقه 



تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 | 12:11 | نویسنده : میرسلطانی |

بازی با کش

معرفی سرگرمی :

این سرگرمی از یک عدد سینی مستطیل شکل و تعدادی میخهای پلاستیکی و کش های الوان ساخته شده است. کودکان می بایست میخها را در محلهای خاص که در سینی تعبیه شده است قرار دهند و سپس با کشهای رنگی تصاویر سنتی و یا طرحهای دلخواه خود را بسازند.
این سرگرمی در رشد تواناییها دقت و بردباری و حتی همکاری گروهی در کودکان م¤ثر است.



تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 | 10:16 | نویسنده : میرسلطانی |

   امشب شب شرف الشمس است، تلاوت آیه29و30سوره فاطر باعث نزول برکت می گردد. التماس دعا

وقایع نجومی در این روز:هر سال روز خاصی که خورشید به نقطه خاصی در آسمان میرسد حالتی معادل شب قدر ایجاد میکند. که در قران خداوند دستور داده که آن را جدی بگیرند و خدا را بسیار یاد کنند تا مسیر زندگیشان تغییر کند . در آن لحظه با وضو و خواندن نماز و دعا سوزنی برداشته و از روی نوشته شرف شمس بنویسید . یعنی مثل اینکه میخواهید از روی نوشته بنویسید. . در این حالت شرف شمس انرژی شرف شمس را به خود گرفته و تا یک سال فرشته نگهبان شرف شمس به امر خدا به شما در همه امور زندگی کمک خواهد کرد. از بین تمامی کلمات نوشتن اسم اعظم خداوند تاثیر بیشتری نسبت به سایر اسمای الهی دارد .



تاريخ : سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 | 12:32 | نویسنده : میرسلطانی |


دستت را بمن بده از آتش بگذریم،آنان که سوختند همه تنها بودند(زرتشت)
زنده باد آیین ایرانی، فرخنده باد چهارشنبه سوری


***********

ماهی قرمز



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392 | 17:50 | نویسنده : میرسلطانی |

هفت‌سین سفره‌ای است که ایرانیان هنگام نوروز می‌آرایند. این سفره ممکن است روی زمین یا روی میز گذاشته شود. اعضای خانواده معمولاً لحظهٔ تحویل سال را در کنار سفرهٔ هفت‌سین می‌گذرانند. بعضی سفره را در مدت سیزده روز نوروز نگه می‌دارند و در پایان این دوره، در روز سیزده نوروز، سبزه را به آب می‌دهند.

سفرهٔ هفت‌سین منحصر به نوروز نیست و بعضی این سفره یا مشابهش را برای مراسم ازدواج یا شب چله تهیه می‌کنند.سال 91 نیز اعضا ی مرکز سفره های زیبایی برای سال 92 آراستند و به استقبال سال 92 رفتند ولی انگار همین دیروز بود. چقدر زود گذشت.







تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392 | 13:13 | نویسنده : میرسلطانی |

یکی بود, یکی نبود. پیر مردی بود به نام عمو نوروز که هر سال روز اول بهار با کلاه نمدی, زلف و ریش حنا بسته, کمرچین قدک آبی, شال خلیل خانی, شلوار قصب و گیوه تخت نازک از کوه راه می افتاد و عصا به دست می آمد به سمت دروازه شهر.

بیرون از دروازه شهر پیرزنی زندگی می کرد که دلباخته عمو نوروز بود و روز اول هر بهار, صبح زود پا می شد, جایش را جمع می کرد و بعد از خانه تکانی و آب و جاروی حیاط, خودش را حسابی تر و تمیز می کرد. به سر و دست و پایش حنای مفصلی می گذاشت و هفت قلم, از خط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرک آرایش می کرد. یل ترمه و تنبان قرمز و شلیته پرچین می پوشید و مشک و عنبر به سر و صورت و گیسش می زد و فرشش را می آورد می انداخت رو ایوان, جلو حوضچه فواره دار رو به روی باغچه اش که پر بود از همه جور درخت میوه پر شکوفه و گل رنگارنگ بهاری و در یک سینی قشنگ و پاکیزه سیر, سرکه, سماق, سنجد, سیب, سبزی, و سمنو می چید و در یک سینی دیگر هفت جور میوه خشک و نقل و نبات می ریخت. بعد منقل را آتش می کرد و می رفت قلیان می آورد می گذاشت دم دستش. اما, سر قلیان آتش نمی گذاشت و همانجا چشم به راه عمو نوروز می نشست.
اینو چند وقت پیش پیدا کردم و گذاشتم که قبل از عید پست کنم…

چندان طول نمی کشید که پلک های پیرزن سنگین می شد و یواش یواش خواب به سراغش می آمد و کم کم خرناسش می زفت به هوا.

در این بین عمو نوروز از راه می رسید و دلش نمی آمد پیرزن را بیدار کند. یک شاخه گل همیشه بهار از باغچه می چید رو سینه او می گذاشت و می نشست کنارش. از منقل یک گله آتش برمی داشت می گذاشت سر قلیان و چند پک به آن می زد و یک نارنج از وسط نصف می کرد؛ یک پاره اش را با قندآب می خورد. آتش منقل را برای اینکه زود سرد نشود می کرد زیر خاکستر؛ روی پیرزن را می بوسید و پا می شد راه می افتاد.

آفتاب یواش یواش تو ایوان پهن می شد و پیرزن بیدار می شد. اول چیزی دستگیرش نمی شد. اما یک خرده که چشمش را باز می کرد می دید ای داد بی داد همه چیز دست خورده. آتش رفته سر قلیان. نارنج از وسط نصف شده. آتش ها رفته اند زیر خاکستر, لپش هم تر است. آن وقت می فهمید که عمو نوروز آمده و رفته و نخواسته او را بیدار کند.

پیر زن خیلی غصه می خورد که چرا بعد از آن همه زحمتی که برای دیدن عمو نوروز کشیده, درست همان موقعی که باید بیدار می ماند خوابش برده و نتوانسته عمو نوروز را ببیند و هر روز پیش این و آن درد دل می کرد که چه کند و چه نکند تا بتواند عمو نوروز را ببیند؛ تا یک روزی کسی به او گفت چاره ای ندارد جز یک دفعه دیگر باد بهار بوزد و روز اول بهار برسد و عمو نوروز باز از سر کوه راه بیفتد به سمت شهر و او بتواند چشم به دیدارش روشن کند.

پیر زن هم قبول کرد. اما هیچ کس نمی داند که سال دیگر پیرزن توانست عمو نوروز را ببیند یا نه. چون بعضی ها می گویند اگر این ها همدیگر را ببینند دنیا به آخر می رسد و از آنجا که دنیا هنوز به آخر نرسیده پیرزن و عمو نوروز همدیگر را ندیده اند



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 | 13:28 | نویسنده : میرسلطانی |

  بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار


خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمی پوشی به کام

باده رنگین نمی نوشی ز جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت از آن می که می باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکویی شیشه غم را به سنگ

هفت رنگش میشود هفتاد رنگ





تاريخ : یکشنبه هجدهم اسفند 1392 | 16:5 | نویسنده : میرسلطانی |
پاپیه ماشه در حقیقت هنری قدیمی است. در میان صنایع دستی ایرانی نیز ما می توانیم انواع وسایل اعم از ظروف كوچك و خصوصاً جعبه های باریك و كشیده كه تحت عنوان قلمدان به كار می رفتند بیابیم. پاپیه ماشه در واقع كاربردی جدید برای كاغذهای باطله است با این تكنیك ساده كه تمام وسایل و مواد مورد نیازش رامی توان در اكثر خانه ها یافت وسایل و ظروف بسیار متنوعی می توان ساخت كه هم جنبه زینتی دارند و هم قابل استفاده بوده و جنبه كاربردی دارند.
مواد اصلی برای ساخت پاپیه ماشه كاغذ باطله یا روزنامه و چسب چوب هستند. ما به دو صورت می توانیم از این مواد استفاده كنیم. روش اول استفاده از روزنامه به صورت قطعات كوچك روزنامه است كه در مخلوطی از چسب چوب و آب خیس شده و روی اسكلتی از مقوای ضخیم و یا یك اسكلت سیمی چسبانده می شوند.
روش دوم تهیه نوعی خمیر به نام خمیر پاپیه ماشه از روزنامه است كه قابلیت شكل پذیری بیشتری داشته و به خصوص برای پروژه هایی كه نیاز به قالب گیری دارند بسیار مناسب و ایده آل است.




ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392 | 10:42 | نویسنده : میرسلطانی |

همه ما بارها شنیده ایم :به کودکان خود نه گفتن را بیاموزید . عدم توانایی در گفتن نه به دیگران باعث مشکلات فراوانی در زندگی من و شما و کودکمان خواهد شد . این کتاب را بخرید وکودکتان را در داستان بسیار هوشمندانه اش سهیم کنید . داستان بسیار هوشمند است ابتدای داستان به کودک خود بگویید که مخاطب راننده اتوبوس تو هستی . داستان از این قرار است یک راننده اتوبوس خود را به کودک می سپارد و از کودک می خواهد مراقب ان باشد . از کودکتان بخواهید با شما همراهي کند . کبوتر سعی می کند از راه های بسیاری وارد شود مثل دوستی مثل تحریک احساسات دروغ گویی چاخان و حتی داد زدن و دعوا کردن تا اجازه بگیرد کمی با اتوبوس رانندگي کند تنها کاری که کودک شما انجام می دهد این است که بگوید نه! در مراحل مختلف و شما بايد(البته به نظر من ) توضیح بدهید که در هر مرحله کبوتر دارد از چه شیوه ای استفاده می کند  .

نام كتاب : به كبوتر اجازه نده اتوبوس براند .

گروه سني :الف

كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان

نويسنده و تصويرگر :مو ويلمز

مترجم :زهرا احمدي

قيمت :1000 تومان

نه" گفتن به طور سنتی در مناسبات روزمره ی ما امری پسندیده نیست. کودک از ابتدا می آموزد تا (برای بچه ی خوبی بودن) در برابر درخواست های دیگران پاسخ مثبت داده و سعی در اجابت آن ها کند. در حالی که آموزش "نه"  گفتن به همه کودکان (به ویژه کودکان جوامعی چون ما که درگیر تعارفات فراوان هستند) امری ضروری است. کودک ما باید بیآموزد تا در جواب خواسته های نامربوط و نامعقول با قطعیت پاسخ منفی دهد و از این کار شرمسار و خجل نباشد. با این کتاب شما و کودکتان می توانید نه گفتن را تمرین کنید. کتاب را با کودکان بخوانید، ابتدا از آن ها بخواهید تا مراقب اتوبوس باشند و به کبوتر اجازه ندهند رانندگی کند. سپس از قول کبوتر، متن را با صدای بلند بخوانید تا کودک فرصت بیابد در پاسخ به درخواست ها نه گفتن را تمرین کند. و در نهایت او را به دلیل گرفتن تصمیم درست تشویق کنید.


تاريخ : سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 | 13:10 | نویسنده : میرسلطانی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.